دلتنگم

سلام بچه ها! کلی وقته نبودم اینجا،شاید تو دنیا نبودم اصن... چه حس خوبیه اینجا آپ کردن. و چه حس بدیه سوت و کوریه اینجارو دیدن... دلم میخواد بدونید بعد روزای نمونه هیچ دوستی اون روزا رو برام تکرار نکرده تا امروز دلم تنگه واسه افتخار کردنمون به 15 بودنمون دوستون دارم<3

اين نظر مي شد بهتر نبود؟

ي ي سالي هست نيومدم اينجا!

الانم حرف ندارم!

فقط خواستم بگم ما هم هستيم!خرم نميزنيم!

(گلي جووووووووووووون.....)


اين نظر مي شد بهتر نبود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!

اطلاعيه(تمديد)

بچه ها به علت اين كه بعضيا از جمله كمند و پريسا نتشون قطعه

وبعضيا ازجمله نگار به دليل كم لطفی هنوزساكتن وچيزی نگفتن

تاپيك يه حرفايي هنوز بازه و تصميم قطعي گرفته نشده

و مهلت تمديده.ادامه بديد.بحث اميدواركننده بوده.

فعلا هم مطلب ديگه اي تو وب نذاريد

(چيزی كه راجع به بحث نباشه)

درضمن تونظرات بعداز درج خط جداكننده،اسمتون روبذاريد!

از زينب ياد بگيريد!

دوستون دارم!

يه حرفايي...

به همه اونايي كه يك دقيقه از عمرشون رو

از بودن با 14 نفر ديگه شاد بودن:

ادامه نوشته

چرخه ي زندگي دانشجويي

همينجوري هي بخنديد...

و خدا بود...

و خدا بود و جز خدا هيچ نبود

و با خدا چگونه مي توان بودن؟

و خدا بود و با او عدم بود،

و عدم گوش نداشت.


  "دكتر علي شريعتي"

محراب...

محراب در لغت مي داني يعني چه؟..."حرب"      

  يعني صحنه ي جنگ،ناورگاه!    

    شگفتا!


"دكتر شريعتي"

سنگ...

سنگ معلق همراه!

در اين سقوط بي انتها

مدارم خواهي شد آيا

تا عمري به دور تو بچرخم؟

جاذبه از تو،دافعه از من!                  


زنده ياد"حسين پناهي"

ريه ها در زحمت...

ريه ها در زحمت...

ناشناسي

ديروز عمودي راه مي رفت

مات و مبهوت معماي حيات

...

ناشناس در امروز،

افقي خوابيده است

باز مبهوت معماي حياتي ديگر

ريه ها آسوده!    

          

زنده ياد"حسين پناهي"

شعر(از خدا صدا نمی رسد) "مشیری"


اي ستاره ها كه از جهان دور
چشمتان به چشم بي فروغ ماست
نامي از زمين و از بشر شنيده ايد؟
درميان آبي زلال آسمان

موج دود و خون و آتشي نديده ايد؟
اين غبار محنتي كه در دل فضاست
اين ديار وحشتي كه در فضا رهاست
اين سراي ظلمتي كه آشيان ماست
در پي تباهي شماست

گوشتان اگر به ناله ی من آشناست
از سفينه اي كه مي رود به سوي ماه
از مسافري كه ميرسد ز گرد راه
از زمين فتنه گر حذر كنيد

پاي اين بشر اگربه آسمان رسد
روزگارتان چو روزگار ما سياست

اي ستاره اي كه پيش ديده ی مني
باورت نميشود كه در زمين
هركجا به هر كه ميرسي
خنجري ميان مشت خود نهفته است
پشت هر شكوفه تبسمي
خار جانگزاي حيله اي شكفته است
آنكه با تو ميزند صلاي مهر
جز به فكر غارت دل تو نيست
گر چراغ روشني به راه توست
چشم گرگ جاودان گرسنه اي است

اي ستاره ما سلام مان بهانه است
عشقمان دروغ جاودانه است
در زمين زبان حق بريده اند
حق زبان تازيانه است
وانكه با تو صادقانه درد دل كند
هاي هاي گريه شبانه است

اي ستاره باورت نمي شود
درميان باغ بي ترانه زمين
ساقه هاي سبز آشتي شكسته است
لاله هاي سرخ دوستي فسرده است
غنچه هاي نورس اميد
لب به خنده وانكرده مرده است
پرچم بلند سرو راستي
سر به خاك غم سپرده است

اي ستاره باورت نميشود
آن سپيده دم كه با صفا و ناز
در فضاي بي كرانه مي دميد
ديگراز زمين رميده است
اين سپيده ها سپيده نيست
رنگ چهره زمين پريده است
آن شقايق شفق كه مي شكفت
عصر ها ميان موج نور
دامن از زمين كشيده است
سرخي و كبودي افق
قلب مردم به خاك و خون تپيده است
دود و آتش به آسمان رسيده است
ابرهاي روشني كه چون حرير
بسترعروس ماه بود
پینه هاي داغ هاي كهنه است

اي ستاره اي ستاره غريب
از بشر مگوي و از زمين مپرس
زير نعره گلوله هاي آتشين
از صفاي گونه هاي آتشين مپرس
زير سيلي شكنجه هاي دردناك
از زوال چهره هاي نازنين مپرس
پيش چشم كودكان بي پناه
از نگاه مادران شرمگين مپرس
در جهنمي كه از جهان جداست
در جهنمي كه پيش ديده خداست
از لهيب كوره ها و كوه نعش ها
از غريو زنده ها ميان شعله ها
بيش از اين مپرس
بيش از اين مپرس

اي ستاره اي ستاره ی غريب
ما اگر ز خاطر خدا نرفته ايم
پس چرا به داد ما نمي رسد
ما صداي گريه مان به آسمان رسيد
از خدا چرا صدا نمیرسد
بگذريم ازين ترانه هاي درد
بگذريم ازين فسانه هاي تلخ
بگذر از من اي ستاره شب گذشت
قصه سياه مردم زمين
بسته راه خواب ناز تو
مي گريزد از فغان سرد من
گوش از ترانه بي نياز تو
اي كه دست من به دامنت نمي رسد
اشك من به دامن تو ميچكد
با نسيم دلكش سحر
چشم خسته تو بسته ميشود
بي تو در حصار اين شب سياه
عقده هاي گريه ی شبانه ام
بر گلو شكسته ميشود.

رفيق(سياوش قميشي)

اين آهنگ از او به من،از من به تو و از تو به دنيا رسيد...


siavash ghomeiyshi

طاقت بیار رفیق (رفیق،رفیق،رفیق،رفیق،رفیق)

طاقت بیار ، می شه شنید خندیدن دلخواه رو


تو زنده می مونی رفیق ، طاقت بیار این راه رو

طوفان رو پشت سر بذار ، اون سمت ما آبادیه

این زمزمه تو گوشمه ، فردا پر از آزادیه

طاقت بیار رفیق ، دنیا تو مشت ماست

طاقت بیار رفیق ، خورشید پشت ماست

طاقت بیار رفیق ، ما هر دو بی کسیم
 

طاقت بیار رفیق ، داریم می رسیم

دنیا اگه تاریک شد ، دستای فانوس رو بگیر


با من بیا ، با من بیا ، چیزی نمونده از مسیر

سرما و سوز برف رو آهسته پشت سر بذار

امروز وقت خواب نیست ، ما با همیم ، طاقت بیار

طاقت بیار رفیق ، دنیا تو مشت ماست

طاقت بیار رفیق ، خورشید پشت ماست

طاقت بیار رفیق ، ما هر دو بی کسیم
 

طاقت بیار رفیق ، داریم می رسیم

طاقت بیار رفیق (رفیق،رفیق،رفیق)


طاقت بیار رفیق


رفیق (رفیق،رفیق،رفیق)


طاقت بیار رفیق

تولد پريسا جووووووووووووووووون!


فردا 28 آذر روزيه كه يه فرشته ي خجالتي و مهربون از آسمون سرخورد،

صاف افتاد وسط 15!

نميدونم پريسا شايد خيلي جاها ما به عنوان ي دوست برات كم گذاشتيم،

اما ميدونيم كه انقدر مهربوني كه همه ي مارو ميبخشي!

عزيز دلمون تولدت مباااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارك!

ايشالا هرچقدر كه عمر كردي

پر از شادي و خوشبختي و هر چي آرزوي قشنگه،باشه!

دوست داريم!

حالا همه دست دست!

بيا وسط!

شلههههههههههههههههههههههه!

  

    



بچه ها كمك!

بچه ها كمكم ميكنيد؟حالم خيلي خرابه

خسته ام!دارم عقلمو از دست ميدم!

بيشتر از هركسي به شماها نياز دارم!

كمككككككككككككككككككككككك.................

در ضمن فعلا گوشيم روشنه!

لوگوي 15

بچه هايي كه اردوي تهران اومده بودن اين لوگو رو ديدن و تاييدش كردن.

براي اونايي كه نبودن ميگم:اين كار خودمه دقت كنيد ميتونيد عبارت ۱۵ ناتي گرلز رو به صورت اختصاري

توش ببينيد!اميدوارم خوشتون بياد!اينم هديه منه به ۱۵ عزيزم!

15

به خاطر اين قرمز و مشكيه چون اين دوتا رنگهاي نماد اموهاست!خودتون ميدونيد ديگه!

كاراي من

بچه ها اينا دوتا كار آخر رنگ و روغن اين تابستونمه!فقط بهم نخنديد تو رو خدا!نظر يادتون نره!

قوها

پل روياها

نامه ای به خدا!


روزی کارمند اداره ی پست که به نامه هایی با آدرس نامعلوم رسیدگی میکرد

متوجه نامه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود

نامه ای به خدا!

هر چند غلط با خودش فکر کرد بهتر است پاکت را باز کند و نامه را بخواند.

در نامه این طور نوشته شده بود خدای مهربان بیوه زنی 75 ساله

هستم که زندگی ام را با حقوق ناچیزبازنشستگی میگذرانم.

دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن پول بود دزدید.

این تمام پولی بود که تا پایان ماه میتوانستم خرج کنم.

هفته دیگر عید است و من چند نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده ام.

اما بدون آن پول چیزی نمیتوانم بخرم.

هیچکس را هم ندارم که از او پولی قرض بگیرم.

تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی...کارمند اداره خیلی

تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد.

نتیجه این شد که همه آنها دست در جیب خود کردند

و هرکدام چند دلاری روی میز گذاشتند.بالاخره 96 دلار جمع شد

و آن را از روی نشانی پاکت برای پیر زن فرستادند...

همه کارمندان اداره پست از این که توانسته بودند کار خوبی انجام دهند

خوشحال بودند.  عید آمد و تعطیلات به پایان رسید.

مدتی بعد نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسید

که روی آن نوشته شده بود :


نامه ای به خدا!!

همه کارمندان جمع شدند تا آن نامه را بخوانند.

مضمون این نامه چنین بود
:
خدای عزیزم چگونه میتوانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم؟

با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کنم

و روز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم که

چه هدیه خوبی برایم فرستادی...البته 4 دلار آن کم بود

که مطمئنم کارمندان بی ایمان اداره ی پست آن را برداشته اند!!!

در جستجوي خدا


کوله پشتی اش را برداشت و راه افتاد...

رفت که دنبال خدا بگردد و گفت تا کوله ام از خدا پر نشود برنخواهم گشت.

نهالی رنجور و کوچک کنار راه ایستاده بود.

مسافر با خنده گفت چه تلخ است کنار راه ایستادن و نرفتن

درخت زیر لب گفت ولی تلختر آن است که بروی و بی رهاورد باز گردی.

کاش میدانستی آنچه در جست و جوی آنی همینجاست...

مسافر رفت و گفت :یک درخت از راه چه میداند؟

پاهایش در گل است.


او هیچگاه لذت جست و جو را نخواهد یافت.

ونشنید که درخت گفت اما من جست و جو را از خود آغاز کرده ام
 
و سفرم را کسی نخواهد دید جز آنکه باید.

مسافر رفت و کوله اش سنگین بود.

هزار سال گذشت.هزار سال پر پیچ و خم.هزار سال بالا و پایین.

مسافر بازگشت رنجور ونا امید.


خدا را نیافته بود.اما غرورش را گم کرده بود...

به ابتدای جاده رسید.

جاده ای که روزی از آن آغاز کرده بود.

درختی هزار ساله بالا بلند و سبز کنار جاده بود.

زیر سایه اش نشست تا لختی بیاساید.

مسافر درخت را به یاد نیاورد اما درخت او را میشناخت.

درخت گفت سلام مسافر!در کوله ات چه داری؟مرا هم میهمان کن!


مسافر گفت بالابلند تنومندم!

شرمنده ام!کوله ام خالی است و هیچ چیز ندارم.

درخت گفت چه خوب وقتی هیچ چیز نداری همه چیز داری!

اما آن روز که می رفتی در کوله ات همه چیز داشتی.

غرور کمترینش بود.

جاده آن را از تو گرفت.

حالا در کوله ات جا برای خدا هست و قدری از حقیقت را در کوله ی مرد ریخت...

دستهای مسافر از اشراق پر شد وچشمهایش از حیرت درخشید

و گفت هزار سال رفتم و پیدا نکردم و تو نرفته ای و این همه یافته ای!

درخت گفت زیرا تو در جاده رفتی

و من در خودم و پیمودن خود دشوارتر از پیمودن جاده هاست ...

دانلود آهنگ من همينم آكادمي گوگوش+متن آهنگ


بچه ها من اينو به ياد شما گوش ميدم!نميدونم چرا!اگه يادتون باشه تو تولد كمندم با اين حلقه زديم!

تقديم به همه ي صاحبان بزرگ قلب كوچكم!


Download file now

 

رو به این حصار تردیدو سکوت
رو به این دو راهی همیشگی
سر نوشتم توی دستای کی بود
به کدوم سمت مسیر زندگی


رو به این آینه ی قدی تو اتاق
کنار سازو ترانه میشینم
همه گفتن زندگیت حدر میره
زندگیم همینه و من همینم


تازه دارم به خودم خو می کنم
عاشقانه به شما رو می کنم
سرنوشتمو تو دستام میگیرم
میشکنم طلسمو جادو می کنم

تازه دارم به خودم خو می کنم

اگه صحنه واسه من جایی نداشت
تو دلم ضیافت ترانه بود
لای برگای کتاب مدرسه
جای مشق شعرای عاشقانه بود

این همه ترانه قدیمی یو
این همه صدایی که نمی رسه
واسه این ستاره های گم شده
دل هر ترانه ای دلواپسه


رو به روم آیند ه ی نورو صدا
جاده رو باید تا انتها برم
برمو به آرزو هام برسم
آبرومو پیش آینه بخرم

تازه دارم به خودم خو می کنم
عاشقانه به شما رو می کنم
سرنوشتمو تو دستام میگیرم
میشکنم طلسمو جادو می کنم

رو می کنم

سرنوشتمو تو دستام می گیرم                                   میشکنم طلسمو جادو می کنم

تازه دارم به خودم خو می کنم         

دانلود آهنگ ميم مثل مادر + متن آهنگ


اينم همه ی خاطرات ما تو روز آخر مدرسه ها...

Download file now

میم مثل مادر ...

 

کاشکی میشد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم

چقدر مث بچگی هام  لالایی هاتو دوست دارم

سادگی ها تو دوست دارم ، خستگی ها تو دوست دارم

چادر نماز زیر لب خدا خدا تو دوست دارم

 

کاشکی رو تاقچه ی دلت آینه و شمعدون میشدم

تو دشت ابری چشات یه قطره بارون میشدم

کاشکی میشد یه دشت گل برات لالایی بخونم

یه آسمون نرگس و یاس تو باغ دستات بشونم

 

بخواب که میخوام تو چشات ستاره هامو بشمارم

پیشم بمون که تا ابد دنیا رو با تو دوست دارم

دنیا اگه خوب ... اگه بد ، با تو برام دیدنیه

باغ گلای اطلسی ، با تو برام چیدنیه

 

مـــــــــــــــادر ...

 

کاشکی میشد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم

لالایی ها تو دوست دارم ، بغض صداتو دوست دارم

 

مـــــــــــــــادر ...

 

لالایی ...

لالایی ...



دانلود آهنگ غيرمعمولی محسن چاوشی + متن آهنگ


تقديم به ندای عزيزم و خواننده های وبلاگ!


دانلود اهنگ


دوستی ساده ما غیر معمولی شد
نمیدونم اون روز تو وجودم چی شد
نمیدونم چی شد که وجودم لرزید
دل من این حسو از تو زودتر فهمید

تو که باشی پیشم دیگه چی کم دارم
چه دلیلی داره از تو دست بردارم
بین ما کی بیشتر عاشقه، من یا تو
هرچی شد از حالا همه چیزش با تو

دیگه دست من نیست، بستگی داره به تو
بستگی داره که تو تا کجا دوسم داری
بستگی داره که تو تا چه روزی بتونی
عاشق من بمونی، منو تنها نذاری

دست من نبود اگه اینجوری پیش اومد
میدونستم خوبی ولی نه تا این حد
انگاری صد ساله که تو رو میشناسم
واسه اینه اینقدر روی تو حساسم
منِ احساساتی به تو عادت کردم
هرجا باشم آخر به تو برمیگردم

دیگه دست من نیست، بستگی داره به تو
بستگی داره که تو تا کجا دوسم داری
بستگی داره که تو تا چه روزی بتونی
عاشق من بمونی، منو تنها نذاری

دیگه دست من نیست، بستگی داره به تو
بستگی داره که تو تا کجا دوسم داری
بستگی داره که تو تا چه روزی بتونی
عاشق من بمونی، منو تنها نذاری

دیگه دست من نیست، بستگی داره به تو
بستگی داره که تو تا کجا دوسم داری
بستگی داره که تو تا چه روزی بتونی
عاشق من بمونی، منو تنها نذاری



شروع بي پايان 15 naughty girls


چون بچه ها نگفته بودن خودم ميگم!

خيلي ها ميخوان بدونن ۱۵ از كجا شروع شد،خب سوال سختيه!

عشق بين ۱۵ مثل هر عشق ديگه اي شروعي نداشت!يه روز به خودمون اومديم چهارشنبه بود

و داشتيم عدسي مدرسه رو ميخورديم!

به خودمون اومديم و ديديم كه دلمون شده يه پازل ۱۵ تيكه!اگه يه تيكه اش نباشه دلمون دل نيست!

حالا يه سال از اون شروع نامعلوم ميگذره،دستاي بي رحم سرنوشت

منتظره كه هر كدوم از ما رو يه گوشه جاده زندگي پرت كنه!

اما كور خونده ۱۵ به اتحادش و عشق بين بچه هاش معروفه!

ما تا ابد با هميم!دعامون كنيد!