!!!
فرشتگان روزی از خدا پرسیدند:
بار خدایا تو که بشر را اینقدر دوست داری
غم را چرا آفریدی ؟ خداوند گفت:غم را به
خاطر خودم آفریدم چون این مخلوق من
که خوب میشناسمش تا غمگین
نباشد به یاد خالق نمی افتد
.
.
روزی شخصی در حال نماز خواندن
در راهی بود و مجنون بدون این که
متوجه شود از بین او و سجادهاش
عبور كردمرد نمازش راقطع كردو دادزد
هی چرا بين من وخدايم فاصله انداختي؟
مجنون به خود آمد و گفت من كه عاشق ليلي
هستم تو را نديدم تو كه عاشق خداي
ليلي هستي چگونه مرا ديدي...!
+ نوشته شده در سه شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۰ ساعت 7:51 PM توسط زینب
|
نمايش بهتر وبلاگ با مرورگر فايرفاكس