فرشتگان روزی از خدا  پرسیدند:

بار خدایا  تو که بشر را اینقدر دوست داری

غم را  چرا آفریدی ؟ خداوند گفت:غم را به

خاطر خودم آفریدم چون این مخلوق من

که  خوب   میشناسمش تا غمگین

نباشد   به یاد خالق نمی افتد

.

.

روزی شخصی  در حال  نماز خواندن

در راهی بود  و  مجنون  بدون این که

متوجه شود از بین او و سجاده‌اش

عبور كردمرد نمازش راقطع كردو دادزد

هی چرا بين من وخدايم فاصله انداختي؟

مجنون به خود  آمد و گفت من  كه عاشق ليلي

هستم تو را نديدم تو كه عاشق خداي

ليلي هستي چگونه مرا ديدي...!