دلتنگی
گاه دلتنگ می شوم
دلتنگ تر از همه دلتنگی ها...
گوشه ای می نشینم
وحسرتها را می شمارم
وباختن ها را ...و صدای شکستن ها را...
نمی دانم من کدام امید را ناامید کرده امو کدام خواهش را نشنیدم
و به کدام دلتنگی خندیدم
که این چنین دلتنگم؟
آنقدر دلم برايت "تنگ" است
که ديگر جايی برای ماندن و بودن در دلم نداری!
و کاش ميدانستی
چه لذت بخش است اين دلتنگی ...
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۰ ساعت 3:24 PM توسط غزال
|
نمايش بهتر وبلاگ با مرورگر فايرفاكس