گاه دلتنگ می شوم

دلتنگ تر از همه دلتنگی ها...

گوشه ای می نشینم

وحسرتها را می شمارم

وباختن ها را ...و صدای شکستن ها را...

نمی دانم من کدام امید را ناامید کرده ام

و کدام خواهش را نشنیدم

و به کدام دلتنگی خندیدم

که این چنین دلتنگم؟

آنقدر دلم برايت "تنگ" است

که ديگر جايی برای ماندن و بودن در دلم نداری!

و کاش ميدانستی

چه لذت بخش است اين دلتنگی ...