تلفن زنگ زد.............

مامانم گوشیو بردت و دیدم داره میاد به سمت من...گوشیو داد بهم...

ـــ سلام گلی خوبی؟

گیج شده بودم....مهرانه بود....

ـــ سلام مهری تولدت مبارک....

ـــ وقتی میای صدای پات از همه جاده هامیاد    انگار نه از یه شهر دور که از همه دنیا میاد

تا وقتی که در وامیشه لحظه ی دیدن میرسه    هرچی که جاده ست روزمین به سینه ی من میرسه آه

ای که تــویی همه کسم بی تو میگیره نفسم   اگه تو رو داشته باشم به هر چی می خوام می رسم

به هر چی می خوام می رسم ........

وقتی تو نیستی قلبمـــو واسه کی تکرار بکنم   گلهای خواب آلوده رو واسه کی بیدار بکنم

دست کبوترهای عشق واسه کی دونه بپاشه   مگه تن من می تونه بدون تو زنده باشه

ای که تویی همه کسم بی تو می گیره نفسم   اگه تو رو داشته باشم به هر چی می خوام میرسم

به هر چی می خوام می رسم ........

عزیـــزتریـــن سوغاتیــــه غبار پیـراهن تــــــــو     عمر دوباره ی منـــه دیدن و بوییدن تـــو

نه من تورو واسه خودم نه از سرهوس میخوام    عمردوباره ی منی تو رو واسه نفس میخوام

ای که تـویی همه کسم بی تو میگیــره نفسم     اگه تو رو داشته باشم به هر چی می خوام میرسم

به هر چی می خوام می رسم.......

صدای گیتار زدن با بغض زینب آمیخته بود...

خدایا خواب میدیدم؟

اشکام میومدن و بدون هیچ حرفی به زمین زل زده بودم...

به قول بابام انگار گاز اشک آور زده بودن... اینارو برای من میخوندن؟

یاد اون روزی افتاده بودم که تو اتاقم زنگیدیم به مهسا و برامون عروس خوند چراغا خاموش بود

و سکوتی مطلق وقتی خوب گوش میدادم همه سکوت کرده بودن

و صدای آهنگی که تمام وجودمو آتیش میزنه وبا تمام وجود عاشقم مثل یه خنجر با درد خوشایند توی قلبم فرو میرفت... اینا بچه ها بودن... اینا دوستام بودن... اینا ۱۵ بودن... این صدای هق هق کمند بود... صدای ناله ی نکیسا... صدای آرامش بخش غزال... و.......... بازم میگم اینا ۱۵ بودن..............


این بهترین تلفن عمرم بود...