وقتی مراشماخطاب میکنی....
وقتـــی مـــرا " شمــــا " خطابــ میکنی!
منــــی که تـا دیــــروز عـــزیز دلـت بود
درد دارد....
.
.
من که به هیچ دردی نمیخورم . . .
این دردها هستند که چپ و راست به من میخورند !
.
.
.
امشب غم ها برایم مهمانی گرفته اند...
و من میخواهم بترکانم ... همه ی بغض هایم را ...
.
.
.
من نقاشی ام تعریفی ندارد
خودت راهت را بکش و بـــــرو
.
.
.
.
هم عاشقت هستم هم ازت متنفرم
میانگین که بگیری میبینی برايم مهم نـــیستی
.
.
.
.
هر جا که می بینم نوشته است :
” خواستن توانستن است ”
آتش می گیرم ... یعنی او نخواست که نشد ؟!
.
.
.
هنوز آنقدر ضعیف نشده ام
که خطرِ ریزشِ این کـوه را جار بزنم
اما تــــو حوالیِ من که می رسی احتیاط کن
.
.
.
.
کسی چــه میــداند امــروز چنــد بار فرو ریختم ...
از دیدن کسی کــه تنهــا لباسش شبیــه به " تـــــو " بــود !!
.
.
.
بس کن ساعت ... دیگر خسته شده ام ...
آره من کم آورده ام ... خودم میدانم که نیست ...
اینقدر با صدایت ، نبودنش را به رخم نکش
.
.
.
.
پا به رهنه میروم تا در حریم تنهایی خود
با نگاه به تاول های پایم عبرت بگیرم ...
من کجا... عاشقی کجا
.
.
.
خدایا... من میدانم ... تو هـــــم میدانی
که شدنـی نیست ... حتـی اگر معجزه کنی
باز هم ... او یِک آرزوی
.
.
.
.
شرمنده می کنـــــی
گاهی در خوابـــــــ به من ســــر می زنـــی ...
.
.
.
دیــــر آمدی باران ... من... ایــنـــجـــا ...
در حجم نبودن کسی خشکیدمـ ـــ ـ
.
.
.
.
مــن زانــو هـایـم را بــه آغـوش کــشیده بـــودم...
وقتــی تــو بــرای آغــوش دیـگری... زانــو زده بـودی
.
.
.
وقت هايی هست
ڪـه جـز به بـودنت ،دلـم رضـایت نمی دهـد
حـالا من از ڪجـا "تــــ ـو" بیـاورم
.
.
.
قبل تر ها ... من تو بودمُ ..! تو من ...!
الان ... من هیچم ... و تو او ...!!!!
بده بستان مسخره ایست

پــ ن : مخاطب خاصی نداره خوشم اومد گذاشتم, برداشت بد نشه, ممنون
+ نوشته شده در جمعه ۳۱ خرداد ۱۳۹۲ ساعت 7:56 PM توسط آیدا
|
نمايش بهتر وبلاگ با مرورگر فايرفاكس