فرض کنید مسابقه فوتبالی در شهر شما در جریان است.

هواداران دوتیم به ورزشگاه میروند.یا اصلا جشنی درمرکزشهر برقرار است.

گردهمایی برای نشان دادن یک اعتراض در گوشه ای شکل گرفته

یا یک گروه معروف کنسرت برگزار کرده.

پس از پایان همه به خانه هایشان برمیگردند اما عده ای در راه بازگشت

انگار که هیجان یا سرگرمی برایشان کافی نبوده

یا نتیجه آن نبوده که می خواستهاند یا اصلا برای خنده و سرگرمی

دست به تخریب مغازه ها میزنند. دسته جمعی فحش میدهند تابلو یک بانک

را به خاطر رنگش آتش میزنند! یا بسمت رهگذران بطری وزباله پرتاب میکنند.

در عرف به اینها چه می گوییم؟ ..... اراذل و اوباش!

کسانی که برایشان مهم نیست به چه کسی فحش می دهند.

مهم این است که فحش بدهند و ابراز تنفر کنند از این و آن.


حالا حکایت رفتار ماست در فضای مجازی.

ما اراذل و اوباش فضای مجازی هستیم. پس از هر واقعه بین المللی

"سطح شعور و فهممان" را به صورت کامل و با رسم شکل

به همه نشان می دهیم.

مهم نیست هدف برگه یک امیر عرب است که می خواهیم

به او مالکیت جزائر سه گانه را بفهمانیم یا یک والیبالیست ایتالیایی

که تیمش راشکست دادهایم!به پیج ناسا حمله میکنیم که چراجهان تمام نشد!

بهانه ای برای اینکه بخندیم؟ به برگه لیونل مسی می ریزیم

و زشت ترین کلمات را که شاید حتی حاضر نباشیم

روی استاتوس خودمان بنویسیم بر روی برگه مسی می نویسیم

چرا که تیمش هم گروه تیم ما در جام جهانی شده

و این داستان انگار ادامه خواهد داشت...



این دیگرتفریح نیست طنزنیست. لودگی ست بی شعوری مجازی ست

شایدبهانه برای باهم بودن کم داریم شایدبهانه برای خندیدن کم داریم

شاید فرهنگمان همین است اصلا ...

يه جایی می لنگد... این یک رفتار اجتماعیست و فراگیر تر از آن است

که آن را محدود به عده ای کنیم. دفعات و حجمش بیش از آن است

که آن را تفریحی کوچک بخوانیم. صرف محکوم کردن آن نیز

انگار دردی دوا نمی کند.جای جامعه شناسان درین میان خالی است.

اصلا چیزی به اسم جامعه شناسی مجازی لازم داریم.


شاید باید تمام آن همه ادعای فرهنگ و هنر و تمدن را

یکجا بگذاریم دم در که سپور شهرداری بردارد و ببرد

و بنشینیم از اول حساب و کتاب کنیم.