هيچ چی ديدن نداره
چشاتو وا نکن اينجا، هيچ چی ديدن نداره
صدای ِ سکوت ِ لحظه ها، شنیدن نـداره
توی آسمونی که کرکسا پرواز ميکنن
ديگه هيچ شاپرکی ، حس ِ پريدن نداره
دستاي نجيب ِ باغچه ، خيلي وقته خاليه
از تو گلدون، گلای کاغذی چيدن نداره
بذا باد بياد ، تموم ِ دنيا زير و رو بشه
قلبای آهنی که ، ديگه تپيدن نداره
خيلی وقته ، قصه ی اسب ِ سفيد ، کهنه شده
وقتی که آخر ِ جادهها رسيدن نداره
نقض ِ قانون ِ آدم بزرگا جـُرمه عزيزم
چشاتو وا نکن ، اينجا هيچ چي ديدن نداره
.
.
اينم 1 شعر جاده دار واسه سارا
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۰ ساعت 12:10 AM توسط زینب
|
نمايش بهتر وبلاگ با مرورگر فايرفاكس