چشاتو وا نکن اينجا، هيچ چی ديدن نداره

صدای ِ سکوت ِ لحظه ها، شنیدن نـداره

توی آسمونی که کرکسا پرواز ميکنن

ديگه هيچ شاپرکی ، حس ِ پريدن نداره

دستاي نجيب ِ باغچه ، خيلي وقته خاليه

از تو گلدون، گلای کاغذی چيدن نداره

بذا باد بياد ، تموم ِ دنيا زير و رو بشه

قلبای آهنی که ، ديگه تپيدن نداره

خيلی وقته ، قصه ی اسب ِ سفيد ، کهنه شده

وقتی که آخر ِ جاده‌ها رسيدن نداره

نقض ِ قانون ِ آدم‌ بزرگا جـُرمه عزيزم

چشاتو وا نکن ، اينجا هيچ چي ديدن نداره

.

.

اينم 1 شعر جاده دار واسه سارا